اومدی بلاخره.️
به گوشم رسید زمزمه ای ازت. زیر لب تمنا میکردی ناپدید شدنو. میخواستی بازم ادامه بدی به قایم شدن از چشم های من.میخواستی فرار کنی از جایی که درش محتمل بود برات دوباره گیر من افتادن. ولی باید که دعا کردنو بس کنی عزیزم، چونکه قبل از چشمام، تنم، اومدن تو رو خبر داد بهم.درون شلوغیِ پوچ ، حینی که احساسی از حضورِ تو منجر به جا افتادن چند تپشی ناچیز شد در سینم و من فهمیدم که تو ام
اومدی بلاخره.️
اومدی بلاخره.️
5.0
عاشقانه فلسفی احساس درونی بازگشت عاشقانه حس حضور عشق پیش از دیدن بدن ما حسگرهای خاموشی دارد که از چشمها سریعتر کا...
مرا مِن بعد نخواهید دید/•
مگر او بخواهد که با کله میآیم⚫🔥️
مگر او بخواهد که با کله میآیم⚫🔥️
5.0
عاشقانه فلسفی عشق شرطی بازگشت عاشقانه دلبری با کمبود نبودن و حضور نکته جذاب اینجاست: در روانشناسی اجتماعی، اصل «وا...
«پنجره را نبند، من میروم تا گریه کنم.
میروم اما دوباره برمیگردم، به دیگری دل نبند.
پنجره را نیمهباز بگذار تا چشمانت آمدنم را ببیند.
مگر میشود محبوب، دردِ یارش را رها کند؟»️
میروم اما دوباره برمیگردم، به دیگری دل نبند.
پنجره را نیمهباز بگذار تا چشمانت آمدنم را ببیند.
مگر میشود محبوب، دردِ یارش را رها کند؟»️
-
عاشقانه بازگشت عاشقانه دلتنگی نیمه باز گذاشتن پنجره تحقیقات روانشناسی نشان میدهد افراد با دلبستگی اضط...
مشابه ها