وقتی آدم ها بعد از تموم شدن رابطه تورو دور میندازن:
مغز انسان طرد شدن رو دقیقاً مثل درد فیزیکی پردازش میکنه؛ نورونهای قشر سینگولیت پیشین هم برای شکستگی استخوان فعال میشن و هم برای نادیده گرفته شدن. یعنی زخم «انگار وجود نداشتی» از نظر عصبی با سوختگی درجه یک برابری میکنه، نه یک استعاره. پس این حسِ لهکننده یک واکنش بیولوژیکه، نه ضعف شخصیت. چرا با اینکه میدونیم اینقدر دردناکه، باز هم موندن در رابطه رو به ترک کردن ترجیح میدیم؟
راهکار:
شاید این تلخی، یک هدیهی ناخواسته باشد: آدمی که راحت کنار میگذاردت، جایی در آیندهی تو نداشته است. همین فضا را برای آدمهایی باز میکند که برای ماندن میآیند، نه برای مصرف کردن.