قسمتهایی که در خانهٔ بزرگشدنم مردند؛ روایتی از تروما:
در عصبشناسی به این «هرس سیناپسی» میگویند؛ مغز کودک برای بقا در خانهٔ اولیه، ارتباطاتی را که بیاستفاده یا پرهزینهاند حذف میکند، نه میکشد. پس آن بخشها نمردهاند، فقط در وضعیت غیرفعال نگه داشته شدهاند. پژوهشهای نوروپلاستیسیتی میگویند در رابطهٔ امن و محیط تازه، این مدارها میتوانند دوباره سیمکشی شوند. کدام خانهٔ بیرونی، شبیه خانهٔ درونی امنِ توست؟
راهکار:
این «مردن» را نه پایان، بلکه پیلهای ببین: آن بخشها در خانهٔ کودکی برای عبور از زمستان خاموش شدند، نه برای همیشه. بزرگسالی یعنی کشف اینکه بعضی از همین جاهای سوخته، حساسترین نقطهٔ همدلی و عمق تو هستند.