پادشاهی در زمستان به نگهبان گفت:
سردت نیست؟
گفت عادت دارم
گفت : میگویم برایت لباس گرم بیاورند
و فراموش کرد...
صبح جنازه نگهبان را دیدند
روی دیوار نوشته بود
به سرما عادت داشتم
اما وعده ی لباس گرمت
مرا از پای درآورد!
مواظب وعده هایمان باشیم رفقا...️
سردت نیست؟
گفت عادت دارم
گفت : میگویم برایت لباس گرم بیاورند
و فراموش کرد...
صبح جنازه نگهبان را دیدند
روی دیوار نوشته بود
به سرما عادت داشتم
اما وعده ی لباس گرمت
مرا از پای درآورد!
مواظب وعده هایمان باشیم رفقا...️
-
فلسفی روانشناسی وعده های توخالی شکستن قول اثر امید و انتظار داستان پادشاه و نگهبان در روانشناسی به این وضعیت «اثر وعدهی شکسته» میگو...