ارزش خود را ارزان نمیدهم؛ مرزهای شخصی و بها دادن به خود:
در روانشناسی اجتماعی، «نظریه تبادل اجتماعی» میگوید آدمها ناخودآگاه سود و هزینه روابط را میسنجند. وقتی توجه تو کمیابتر شود، «اصل کمیابی» ارزش ادراکی آن را بالا میبرد و مغز در مواجهه با دسترسی محدود، دوپامین بیشتری ترشح میکند؛ برای همین افراد به چیزهایی که راحت به دست میآید کمتر بها میدهند. این چرخه، «اقتصاد توجه» در روابط را میسازد. سوال: آیا وقتی از این مکانیسم آگاه شویم، جذابیتش برای طرف مقابل از بین میرود؟
راهکار:
این متن را میتوان از منظر «مدیریت منابع عاطفی» هم دید: تو داری منابع محدودت را آگاهانه خرج میکنی، نه اینکه دیگران را حذف کنی. یک روایت تازه: «قیمت توجه من تورم ندارد؛ فقط واحد پولش عوض شده: بهجای تلاش، اصالت.»