رنج عشق یکطرفه و انتظار عشق متقابل:
آیا میدانستید بر اساس «نظریهٔ برابری در روابط» (Equity Theory)، مغز انسان نابرابری در میزان سرمایهگذاری عاطفی را بهعنوان تهدید اجتماعی تفسیر میکند و همان مدارهای درد فیزیکی را فعال میسازد؟ یعنی این رنج واقعاً شیمیایی است، نه فقط احساساتی. حالا سؤال: آیا میشود عشق را بدون توقعِ تقارن کامل پذیرفت یا این خواستهٔ فطری ما برای توازن، خودش رنج میآورد؟
راهکار:
این جمله از یک پارادوکس روانشناختی میگوید: ما انتظار داریم طرف مقابلمان عشق را دقیقاً با همان شدت و زبان خودمان ابراز کند، درحالیکه هرکس زبان عشق متفاوتی دارد (خدمت، کلام تأیید، وقت گذرانی، هدیه، تماس فیزیکی). شاید رنج واقعی نه از عدم محبت، که از تفاوت در نحوهی ابراز آن باشد.