عمری که در شب سیه تباه شد چه؟:
یک یافته عصبشناختی: در شرایط استرس مزمن، آمیگدال فعال میشود و زمان را «کِش میآورد»؛ برای همین یک شب عذابآور بیپایان به نظر میرسد. اما کورتکس در بازسازی خاطره، آن دوره طولانی را فشرده و کوتاه ذخیره میکند، مثل تریلری که صحنههای وحشتش را چند ثانیه نشان میدهد. نتیجه پارادوکسیکال این است که «عمر تباهشده» در لحظه سنگینترین و در خاطره سبکترین است؛ سوگیری ادراک ما، بزرگی این فقدان را از خودمان پنهان میکند.
راهکار:
این شعر را میتوان از زاویهای دیگر بازخوانی کرد: اگر «شب سیه» نبود، مفهوم «سپیدی» اصلاً معنایی نداشت؛ شاید آن عمرِ بهظاهر تباهشده، بهایی بوده که برای دیدنِ روشنایی پرداختهایم.