وقتی خودم غرق خون بودم... :)️
چسب زخم بقیه بودم؛
وقتی خودم غرق خون بودم... :)️
وقتی خودم غرق خون بودم... :)️
4.3
غمگین روانشناسی احساس خستگی عاطفی چسب زخم دیگران بودن فداکاری فرسایشی زخم درونی و همدردی در روانشناسی کهنالگوها، «زخمدرمانگر» مفهومی شگفت...
🎭 تمام فریاد های جهان
در گلویم جمع شده اند ؛
اما من حتی حوصله حرف زدنم ندارم :(️
در گلویم جمع شده اند ؛
اما من حتی حوصله حرف زدنم ندارم :(️
4.5
غمگین تنهایی احساس خستگی عاطفی ناتوانی در حرف زدن فشار درونی بی حوصلگی شدید در روانشناسی، «سرکوب عاطفی» باعث فعال شدن محور HP...
٫خسته از خندههای غمگین ...️
4.6
ᴛɪʀᴇᴅ ᴏғ sᴀᴅ sᴍɪʟᴇs
...
الان به نظر میرسه صبورتر شدم ، اما در عوض چراغی در وجودم خاموش شدهاست که دوست داشتم تا ابد روشن بماند .🚶🏿♂🙁️
2.2
غمگین تنهایی خاموش شدن چراغ درون از دست دادن شور زندگی احساس خستگی عاطفی صبوری و پوچی در علوم اعصاب، کاهش تدریجی واکنشهای هیجانی به محر...
مشابه ها
محبوب من؛
چنان خسته ام
که گر نیامدی هم به درک! ️
چنان خسته ام
که گر نیامدی هم به درک! ️
3.7
عاشقانه غمگین خستگی در رابطه تنهایی در عشق احساس خستگی عاطفی قبول نبودن معشوق خستگی عاطفیِ عمیق، مشابه پدیدهٔ «درماندگی آموختهش...