گفتگوی درونی با خود: پذیرش تقصیر و ناپدید شدن:
در روانشناسی به این پدیده «شرم سمی» میگویند: جایی که فرد به جای «من کار بدی کردم» به «من آدم بدی هستم» میرسد و راه فرار را ناپدید شدن میبیند. پژوهشها نشان داده این الگو در کودکی شکل میگیرد، وقتی کسی برای خطاهایش بخشیده نشده است. جالب اینجاست که ناپدید شدن واقعی (مثل سکوت طولانی) گاهی همان چیزی است که دیگران را به فکر فرو میبرد. سوال: آیا تا به حال شده با ناپدید شدنت، دیگران را وادار به جستجوی خودت کنی؟
راهکار:
این جمله انگار از دل یک مکانیسم دفاعی قدیمی میآید: «همه تقصیرها را بپذیر تا حداقل کنترل داشته باشی». واقعیت این است که پذیرش یک طرفه تقصیر، تو را از دیدن نقش دیگران و یادگیری واقعی محروم میکند. اگر دوباره با این صدا مواجه شدی، سعی کن بنویسی: «اگر من ۱۰٪ مقصرم، بقیه ۹۰٪ مال کیه؟» این کار کمک میکند بار سنگین «همه تقصیرها» را زمین بگذاری.