شعر بدون معشوق؛ دیوانگیای که عار نیست:
تحقیقات JAMA Psychiatry روی ۳۵٬۰۰۰ هنرمند نشان داد عوامل ژنتیکی مشترکی بین خلاقیت و اسکیزوفرنی/دوقطبی وجود دارد؛ یعنی «دیوانگی» در ادبیات اغلب استعارهای از ادراک غیرمتعارف است، نه یک تشخیص پزشکی. شاعری که معشوقهای ندارد، در واقع با خودِ زبان عشقبازی میکند.
راهکار:
میتوان این بیت را از زاویهای دیگر هم خواند: شاعری که معشوقهای ندارد، خودِ شعر را معشوقه کرده است. این دیوانگی یعنی عاشقِ کلمه بودن؛ عشقی که هرگز تمام نمیشود و همیشه برای گفتن چیزی تازه بیقرار است.