برای آدم کور، شیشه و الماس یکیه؛ ارزش واقعی از نگاه بیناست:
در علوم اعصاب، «ارزش» نه در خود شیء، بلکه در مدارهای پاداش مغز ساخته میشود. نابینا از همان ابتدا شیشه و الماس را با لمس، وزن و دما تشخیص میدهد؛ اما اگر هر دو را با همان دقتِ اتمی ببینی، هر دو فقط شبکهای از اتمهای کربن/سیلیسیماند. تفاوت واقعی به «چیدمان» است، نه به «ذات». پس جملهات یک حقیقت عصبی را میگوید: ادراک ما واقعیت را نمیبیند، فقط مدلی از آن میسازد. سؤال این است: کدام کوریهای ما مانع دیدنِ تفاوتهای مهماند؟
راهکار:
بازنویسی این جمله با یک مثال حسی میتواند آن را نزدیکتر کند: «برای کسی که طعم نمیفهمد، غذای گران و ارزان یکی است.» کوریِ ارزشها فقط به چشم نیست؛ به نبودِ معیار برای تشخیص تفاوتهاست.