وقتی آدمِ بینقصِ زندگیات «همه» میشود:
در روانشناسی به این «سوگیری ایدهآلسازی» میگویند: در مرحلهی عاشقی، مغز با دوپامین و اکسیتوسین نقصهای طرف مقابل را پنهان میکند. بعد از مدتی، این مواد به سطح عادی برمیگردند و همان آدمِ قبلی، «معمولی» دیده میشود. نه او عوض شده، نه تو؛ فقط توهمِ اولیه فرو ریخته. رابطهی واقعی بعد از این توهم شروع میشود، نه قبل از آن. آیا حاضریم عاشقِ نسخهی واقعیِ آدمها شویم؟
راهکار:
این «همه» شدن را میشود نه پایان قصه، که شروع مرحلهای جدید دید: جایی که دیگر عاشقِ تصویر ذهنی نیستی و داری با آدمِ واقعی روبهرو میشوی. شاید تازه اینجا عشقِ بالغ شکل میگیرد.