رابطهی یکطرفه، مثل بوسیدن عروسکه!
هر چقدرم از عروسکت مراقبت کنی و ببوسیش، زنده نمیشه!
من سردم است و انگار هیچوقت گرم نخواهم شد
ای یار، ای یگانه ترین یار
آن شراب مگر چندساله بود ؟
- فروغ فرخزاد
️
چای غروبِ ریخته را دم بیاوری
سیگار می کشم نکند مثل من، تو هم
یک روز توی زندگیات کم بیاوری
تا غصهدار تر بشوم در عروسیات
یک شهر ، توی مجلست آدم بیاوری
در لابلای صحبتتان با لطیفهای
پیش رفیق اسم مرا هم بیاوری
این کوچه پیچ دارد و پیچک بهانه است
تا یک حواس پرت فراهم بیاوری
باید که از کنار تو با بغض بگذرم
وقتی قرار نیست به یادم بیاوری
#کتاب عریضهنویسی های خیابان خیام️
باز هم کشته و بازنده این جنگ منم که تو با لشکر چشمانتو من یک نفرم❤👀🌟
️کودکی ده ساله بودم می شنیدم از پرنده&عشق میرود مث آب رونده((:
️اونی که عاشقه هنوز تو شُکه، دهنش قفل کرده...
از بغض نمیتونه حرف بزنه...🌒🖤️
میگن کارما همه چیو برمیگردونه
ولی تو برنگرد!
باشه؟
من شاید واسه ديواری كه خراب كردم تا آخر عمر اشک بريزم، ولی با آجر لق كنار نمیام!
️بیلی ایلیش💚️
حتما که نبایدطناب دور گردنت باشد
یا اسلحه روی شقیقه ات
گاهی یک می روم کافی ست
تا بدانی فاصله ات تا مرگ یک قدم بیشتر نیست...
لطفـاً دستگـاه شـوک را خـامـوش کـُن
و لبـانت را ببنـــد
جملـــه هـای عاشقـــانـه دیگــر فـایـده نـدارد !
عشق ، درونـم مـرد دیگـــر
یه زمانی صبح بيدار شدن سخت بود؛
الان دیگه
شب خوابيدن سخته!!
دخترا :
ناراحت نباش فدات شم اون لیاقت تو رو نداشت
پسرا :)
ممد شمارشو بده من 😂️
وای از دل دیوانه پسندم(:
️
🐼
- بعضیآم بال ندآࢪטּ ولے قشنگ میپࢪטּ بآ همہ!😹➰
اونیو که دوست داری بزار کنار بچسب به اونی که دوست داره...
️من میخوام یکی باشه هر چقدر بهش عشق میدم بیشتر بهم عشق بورزه🚶🏻🤌🏻️
یک ترانه ی غمگینِ
خارجی می خواهد!
با زبانی که نمی فهمم چیست...
می خواهم
به دردی که نمی دانم چیست
زارزار گریه کنم...🦥️
یک ممنوعه ای!
یک "نباید"...
اما نمیدانم
این را به روح سرکشم
چطور بفهمانم،
تو میدانی؟
#یاسمن_فاطمی_نسب
️
دلگیرم این روزها از تمام آنچه در خاطرم خاطراتی را رقم زدن که سالیان سال قرار است حسرتشان را بخورم💔
️هی گفتیم: حرف است فراوان و دگر حوصله ای نیست…
از مصرع دومش غافل شدیم...
"از بغضِ عمیقِ به گلویم گلهای نیست..."
#ناصر_پروانی 🌾
از من نتپید و ندید قلبم
از بی تو بودن من رنج دارم
از روز های بی تو من ترس دارم
از گرگ میش سپیده دم گفتم
از نبودت در بسترم گفتم
سکوتت را شنودم
غرورم را شکوندم
تیکه های برنده اش را جمع کردم
تیزی بر رگ کشیده با دنیا قهر کردم
در نبودت در عبورت من همونم
در جهانم غرق شدم و محو همانم
تیله های کهربایی
حکم گنج و عشق ربایی،
انتظار بازگشت
دیدگانت خار گشت:(:️
-؛ همین تو را بس که من دیگر تورا آنطور که میدیدم ، نمیبینم ....
️