میسوزم همانند اتش میسوزم و نفهمیدم مانند هیزم!! سوختم و ساختم با هر ساز.. رفتی و ماندم با دود و دم نفهمیدی و رفتی خاکستر شدم. «عشق مانند اتش است» میسوزاند و پودر میشوی ولی باز دم نمیزنی کور و کر میشوی صداهارو نمیشنوی.....!!!!!🖤🙂
محمود درویش گفته: «دوستت داشتم با وجود اینکه تو را به آغوش نکشیدم و تو را همیشه نمی بینم! دوستت داشتم چون برایت نوشتم و برایت خواندم وبخاطرت خندیدم و بخاطر تو تغییر کردم! تو را دوست داشتم در حالی که دور بودی ولی نزدیکترین به قلبم..!»️