من در اوج نداشته هایم تورا یافته بودم... دل کندن از تو برایم معنی نداشت... چراکه به چشمم محال ترین خیال ممکن بود اما با رفتنت محال ترین خیال دنیا به واقعیت تبدیل شد و این واقعیت مرا مطمعن ساخت، زین پس دگر عاشقی ممنوع... ️
عمر من غارت شد و... غارت گر از من دور شد... من صبوری کردمو... غارتگرم مغرور شد... در بهار زندگانی... احساس پیری میکنم... با همه آزادگی... فکر اسیری میکنم... پیری آن نیست که... بر سر بزند موی سپیده... هر جوانی که... دلش شوق ندارد... پیر است...!:)️