《منهم در تردیدم ، من در این عرصهٔ آغشته به بغض لب ِ خندان دیدم ، چشم گریان دیدم ، گریه کردم اما بارها خندیدم !!' رمز بیداریرا پشت بیخوابی این ثانیهها فهمیدم تو به آمار زمین مشکوکی¿ من به دلهای زمین مشکوکم¡》‹📖'🔗›
در میان این جماعت عاشقی را بلدی؟ مثلا قهر کنم ناز کشیدن بلدی؟ عشق وَرزی در زمان تن درستی را نه عشق وَرزی در زمانِ رنج و سختی بلدی؟ گَر که دریای خوشی دریایی توفانی شود باز شادی کنان، بوسه زدن را بلدی؟ دلبرا! ساده بگویم سخن این دل را در میان عاقِلان دیوانگی را بلدی؟:))) سنا_صدوق️
دلبَــــــر جان... دیوانگـی کَم اسـت برای تویــی که نفـسَـت, خـندیدنَت, حـرف زدنَت بوی "عشــق" میدهد برای "تـــــوُ" فَقط و فَقط باید مُـــرد...♥️ .
تو به اندازه نور ماه قشنگی؛ تو به اندازه چارخونه های پاییز قشنگی؛ تو به اندازه برف دی ماه قشنگی؛ تو به اندازه خش خش برگ ها توی خیابون قشنگی؛ تو به اندازه کتاب نو قشنگی؛ تو به اندازه قهوه داغ قشنگی؛ تو به اندازه بوسه های یواشکی قشنگی؛ تو انقد قشنگی که نمیتونم دیگه حتی توصیفت کنم!' :)🫂🤍🐣️