اونجا که فریدون مشیری میگه: عاشــــــــــــــــــــــــــــقم. اهل همین کوچه ی بن بست کناری.. که تـــــــــــــــــو از پنجره اش... پای به قلــــــب من دیوانه نهادی....
ماבرم عاشقانـہ هایم براے توست سرت را بر روے شانـہ هایم بگذار בستاט پینـہ بستـہ ات را بر בستانم بـבـہ نـ؋ـس هاے گرمت را پخش صورتم … غمت را پنهاט مکن ـבرבت را ب جانم ببخش.. قصـہ ای بخوانم گوش کن شایـב من هم بتوانم انـבکے مثل تو ماבرے کنم .. دوستت دارم مادر
من بلد نیستم مثل خیلیای دیگه تو حرفام همه ی احساساتم رو بگم و قربون صدقهات برم،من بلد نیستم سیاست به خرج بدم و یا حتی زیاد ازت دور بمونم ولی اگه نیاز به کمک داشته باشی، اگه نیاز به همراه داشته باشی، اگه نیاز به یه نفر داشته باشی که غم و غصه هاتو باهاش شریک شی، همیشه اولین نفر حاضرم که برات هر کاری بکنم..️