عجله داشتم
تند تند راه ميرفتم..
محكم به چيزى خوردم
آدم بود!
منتظر بودم بگويد: كورى؟!
دستش را به طرفم دراز كرد
با من دست داد
لبخندى زد...!!!
به گمانم انسان بود..️
تند تند راه ميرفتم..
محكم به چيزى خوردم
آدم بود!
منتظر بودم بگويد: كورى؟!
دستش را به طرفم دراز كرد
با من دست داد
لبخندى زد...!!!
به گمانم انسان بود..️
2.8
مهربانی روانشناسی زندگی بامعرفت خاطره