دیشب خواب به چشمم نرفت همش و یاد تو کردم خاطراتت مرور میشد لبخندت ، چشمات ، صدات
لمس دستات ،بغلش ک اوج ارامش بود واسم
الان دیگه نیست چطوری سر کنم؟
جوریه ک انگار قلبم میخاد وایسه، بدنم دیگ جون کاری و نداره انگار دیگ روح داخل جسمم نیست
چشام از گریه سرخ شدن اما دیگ نیست...
#خدا صبر دهد به این همه دلتنگی🖤️
لمس دستات ،بغلش ک اوج ارامش بود واسم
الان دیگه نیست چطوری سر کنم؟
جوریه ک انگار قلبم میخاد وایسه، بدنم دیگ جون کاری و نداره انگار دیگ روح داخل جسمم نیست
چشام از گریه سرخ شدن اما دیگ نیست...
#خدا صبر دهد به این همه دلتنگی🖤️
4.9
تنهایی جدایی متفرقه