اگه زندگی رو یه مهمونی در نظر بگیریم تا اینجای مهمونی من پشت در بودم.️
2.3
فلسفی روانشناسی انزوا مشارکت فلسفه زندگی روانشناسی فردی استعاره «مهمانی زندگی و پشت در بودن» به وضعیت روان...
رنج کسی را کوچک نشمارید...️
2.7
روانشناسی مهربانی همدلی درد و رنج اعتبارسنجی احساسات روانشناسی فردی احساسات و رنجهای افراد، پدیدههایی کاملاً ذهنی و ...
برو هرجایی ک بهت حال میده
ی جور تا میکنم انگار عادیه❗️
ی جور تا میکنم انگار عادیه❗️
3.4
روانشناسی فلسفی روانشناسی فردی مکانیزم دفاعی مدیریت احساسات سلامت روان عبارت «یک جور تا میکنم انگار عادیه» اغلب به مکانی...
.
بعضی وقتا آدم تنهایی رو انتخاب میکنه تا تنهاتر نشه🖤️
بعضی وقتا آدم تنهایی رو انتخاب میکنه تا تنهاتر نشه🖤️
4.6
تنهایی روانشناسی تنهایی انتخابی خودمراقبتی روانشناسی فردی مرزهای عاطفی این جمله به ظرافت پارادوکسیکال انتخاب تنهایی اشاره...
مشابه ها
آدم ها در موقعیت های مختلف، با توجه به چیزی که نیاز دارند رنگ عوض میکنند درست مثل آفتاب پرست.️
4.2
روانشناسی فلسفی نقش اجتماعی روانشناسی فردی سازگاری رفتاری تغییر پذیری این تشبیه جالب به آفتابپرست، به پدیدهای عمیقتر ...
من پنج تا حیوون درون دارم :
کوالا تنبل ، ماهی کم حافظه ، پاندای همیشه خسته ،
پنگوئن بی حوصله ، و چغد شب زنده دار:)️
کوالا تنبل ، ماهی کم حافظه ، پاندای همیشه خسته ،
پنگوئن بی حوصله ، و چغد شب زنده دار:)️
2.2
طنز روانشناسی شخصیت شناسی خودآگاهی روانشناسی فردی حیوانات درونی این متن کوتاه، اشارهای ظریف به مفهوم 'شخصیتهای د...
مهم نیس مردم راجع بهم چه فکری میکنن،من به دنیا اومدم که خودم باشم️
4.0
فلسفی روانشناسی اصالت وجود خودشکوفایی روانشناسی فردی هویت این جملهی پُرشور، طنیناندازِ ایدهی "اصالت وجودی...
چگونه میتوانم باد را مقصر بدانم ...
وقتی آن که پنجره را باز گذاشت خود《 من》بوده ام️
وقتی آن که پنجره را باز گذاشت خود《 من》بوده ام️
3.4
فلسفی روانشناسی مسئولیتپذیری خودشناسی روانشناسی فردی کانون کنترل درونی این شعر کوتاه، یادآور مفهوم مهم "کانون کنترل درونی...
در خیالات خودم در زیر بارانی که نیست
می رسم با تو به خانه،از خیابانی که نیست
می نشینی روبه رویم خستگی در میکنی
چای می ریزم برایت توی فنجانی که نیست
باز میخندی و میپرسی که حالت بهتر است؟
باز میخندم که خیلی...!گرچه میدانی که نیست
شعر میخوانم برایت واژه ها گل می کنند
یاس و مریم می گذارم توی گلدانی که نیست
چشم می دوزم به چشمت،می شود آیا کمی
دست هایم را بگیری بین دستانی که نیست؟
️
می رسم با تو به خانه،از خیابانی که نیست
می نشینی روبه رویم خستگی در میکنی
چای می ریزم برایت توی فنجانی که نیست
باز میخندی و میپرسی که حالت بهتر است؟
باز میخندم که خیلی...!گرچه میدانی که نیست
شعر میخوانم برایت واژه ها گل می کنند
یاس و مریم می گذارم توی گلدانی که نیست
چشم می دوزم به چشمت،می شود آیا کمی
دست هایم را بگیری بین دستانی که نیست؟
️
4.7
عاشقانه شعر خیالپردازی روانشناسی فردی شعر معاصر دلتنگی این شعر زیبا به شکلی عمیق، قدرت شگفتانگیز ذهن و خ...