وقتی توضیح دادن بیفایده میشود:
در روانشناسی، «پروجکشن» یا فرافکنی دقیقاً همین است: افراد جهان را نه آنگونه که هست، بلکه آنگونه که در ذهنشان پردازش میشود، میبینند. حتی «واقعیت عینی» هم از فیلترهای زیستی، تجربی و فرهنگی ما عبور میکند. سوال تند: آیا این بینش، خودش ناشی از محدودیت درک ما از درک دیگران است؟
راهکار:
این نگاه میتواند به یک «پارادوکس ارتباط» منجر شود: اگر همه بر اساس درک محدود خود میبینند، پس خود این جمله نویسنده هم تنها بازتاب سطح درک فعلی اوست. شاید قدم بعدی کشف این باشد که چگونه میتوان «مرزهای درک» را، حتی به اندازهی یک سانتیمتر، جابجا کرد.