دلم می خواهد چنان بنوشمت که در استخوانم حل شوی آسمان آب شده در تنگ بلورین من موجی کف بر لبم که به اشتیاقِ تو تا ساحل می دوم و لب پر زنان به بستر خود می روم بی آنکه تو را ببینم ️