زندگی عادلانه نیست: بررسی روانشناختی بیعدالتی:
مغز ما تحت تأثیر «فرضیه دنیای عادلانه» (مطرح شده توسط ملوین لرنر) به طور ناخودآگاه میخواهد باور کند جهان عادلانه است تا اضطرابش کاهش یابد. این سوگیری شناختی باعث میشود قربانیان بیعدالتی را سرزنش کنیم، چون فکر میکنیم آدمهای خوب فقط اتفاقات خوب میبینند. در حالی که پژوهشها نشان میدهد تصادف و بینظمی ژنتیکی بسیار بیشتر از «عدالت» در زندگی نقش دارند. بنابراین زندگی ناعادلانه نه یک شکست شخصی، بلکه یک حقیقت آماری است. حالا سوال: چقدر از موفقیتهای خودتان را محصول شانس محض میدانید؟
راهکار:
زندگی ناعادلانه است چون قوانین فیزیک و تصادف بر آن حاکماند، نه عدالت الهی یا اخلاقی. این دیدگاه آرامشبخش است: شکستها و سختیهایتان لزوماً نتیجه کمکاری یا گناهتان نیست، بلکه اغلب حاصل زنجیرهای از رخدادهای تصادفیاند. مثل آب و هوا که گاهی بیدلیل طوفانی میشود. پس به جای سرزنش خود، روی واکنشتان به این بینظمی تمرکز کنید.