تفاوت زن و مرد؛ شعر و دردی که جهان را میشکند:
در روانشناسی درد، «درد» و «بیان هیجانی» دو مسیر جدا ندارند: زنان بیشتر درد مزمن را گزارش میکنند، اما الگوهای فرهنگی بر زبانِ شعر و روایت اثر میگذارند. پس این جمله بیشتر از زیستشناسی، از تقسیم نمادین نقشها میگوید. آیا همین دوگانه، جهان را میشکند یا بازنماییِ آن را؟
راهکار:
بهجای دو نیم کردن جهان، میتوان همین تقابل را یک محور خواند: یک سرش «ساختن با دیگری» و سر دیگرش «ساختن با خودِ زخم»؛ مرد شاعر میشود چون بیرون را روایت میکند، زن شاعر میشود چون درد را از درون روایت میکند. تفاوت در جنس تجربه است، نه در ارزش آن.