وقتی غم در شعر نمیگنجد: ناتوانی کلمات در بیان درد:
آیا میدانستی که در روانشناسی به این «بار شناختی هیجانی» میگویند؟ وقتی احساسها از ظرفیت دستگاه زبانی ما فراتر میروند، نه شعر و نه حتی گریه نمیتوانند تخلیهاش کنند. پژوهشها نشان دادهاند که نوشتن دربارهی تروما میتواند سلامت را بهبود دهد، اما اگر شدت هیجان از آستانهای عبور کند، کلمات به جای تسکین، تشدید میکنند. اینجاست که ترکیب شعر با موسیقی یا حرکت به کمک میآید. سوال: آیا راهی جز «ناقصگویی» برای بیان ناگفتنیها وجود دارد؟
راهکار:
نگاه تازه: گاهی ناتوانی کلمات، خود نشانهی عمق احساس است. این شعر را میتوانی ادامهای بر نوستالژی سکوت بدانی - مثلاً «اما سکوت من، فریادی ست که در گوش جهان میپیچد».