تست صداقت؛ وقتی جواب را میدانی و فقط دروغگویی طرف را نگاه میکنی:
در روانشناسی شناختی به این کار «آزمایهٔ حقیقت با پاسخِ معلوم» میگویند؛ مغزِ آدمی هنگام دروغگویی، مکثهای ریز و ناهمخوانیهای حرکتی نشان میدهد که حتی با تمرین هم کاملاً محو نمیشوند. جالبتر اینکه پژوهشهای پل اکمن نشان میدهد آدمها فقط ۵۴٪ مواقع دروغ را تشخیص میدهند، یعنی تقریباً به اندازهٔ شیر یا خط. پس پرسشِ تو بیشتر از سنجش طرف مقابل، توهم شفافیت خودت را هم برملا میکند.
راهکار:
این الگو بیشتر یک بازی قدرت است تا جستوجوی حقیقت؛ چون طرف مقابل اگر متوجه شود از قبل جواب را میدانی، معمولاً بهجای اعتراف، حالت تدافعی میگیرد یا دروغ را پیچیدهتر میکند. شاید نسخهٔ جذابترش این باشد که بهجای آزمون گرفتن بپرسی: «کدام بخش ماجرا را ترجیح میدهی عوض کنی؟» تا مکالمه از بازجویی به گفتوگو تبدیل شود.