من از میان نبرد بزرگی آمده ام
که میش رفته ام از خویش و گرگ آمده ام
جراحتی بسیارم ،شکسته است دلم
مرا به حرف نگیرید که خسته است دلم
دل مرا نتکانید هیچ بارش نیست
که میل به باختن و قمارش نیست
بغل کنید مرا ای گناهان بزرگ
بغل کنید مرا ای اشتباهات بزرگ
بغل کنید مرا ای گریه های بی شانه
بغل کنید مرا ای اشک های دردانه
من از نهایت شب از حبوت آمده ام
من از آستانه صبر و سکوت آمده ام
️
که میش رفته ام از خویش و گرگ آمده ام
جراحتی بسیارم ،شکسته است دلم
مرا به حرف نگیرید که خسته است دلم
دل مرا نتکانید هیچ بارش نیست
که میل به باختن و قمارش نیست
بغل کنید مرا ای گناهان بزرگ
بغل کنید مرا ای اشتباهات بزرگ
بغل کنید مرا ای گریه های بی شانه
بغل کنید مرا ای اشک های دردانه
من از نهایت شب از حبوت آمده ام
من از آستانه صبر و سکوت آمده ام
️
1.0
غمگین فلسفی درمان زخم های عاطفی شعر در مورد تنهایی احساس خستگی روحی تصمیم برای تغییر در روانشناسی، مفهوم «رشد پس از سانحه» نشان میدهد ...