احساس ترافیک در زندگی؛ وقتی بودنمان مزاحمت است:
در روانشناسی، 'سندرم ایمپاستر' گاهی با 'سندرم فرد نامرئی' همراه میشود: فرد باور دارد حضورش آنقدر بیاهمیت است که گویی وجود فیزیکیاش هم فقط مانعی در مسیر دیگران است. این دقیقاً برعکس 'اثر هالهای' است که در آن افراد، حضور خود را بزرگتر از واقعیت میبینند. آیا این احساس، محصول شهرهای بزرگ است یا ذهنهای تنها؟
راهکار:
این حسِ 'ترافیک' کردن، یک تصویر قدرتمند از تناقضِ احساسِ نادیدهگرفتهشدن در میان انبوه آدمهاست. شاید نوشتن از این منظر که 'ترافیک' همیشه از نگاه رانندهی پشتسریمان معنا میگیرد، بتواند زاویهی تازهای به این حس بدهد.