لب های تو لب نیست عذابیست الهی
باید ک عذابی بچشم گاه ب گاهی
در لحظه ی دیدار تو گفتم ک بعید است
چشمان تو من را نکشاند ب تباهی
لب های تو نایاب تر از آب حیات است
تو سوزن پنهان شده در خرمن کاهی
این کار خدا بوده ک یکباره بیوفتد
در تنگ بلور شب من،مثل تو ماهی️
باید ک عذابی بچشم گاه ب گاهی
در لحظه ی دیدار تو گفتم ک بعید است
چشمان تو من را نکشاند ب تباهی
لب های تو نایاب تر از آب حیات است
تو سوزن پنهان شده در خرمن کاهی
این کار خدا بوده ک یکباره بیوفتد
در تنگ بلور شب من،مثل تو ماهی️
4.1
عاشقانه شعر شعر عاشقانه کوتاه شعر در وصف چشم عشق همراه با عذاب توصیف لب معشوق در عصبشناسی عشق، فعالشدن مدار پاداش و دوپامین شب...