تنهایی محض؛ وقتی حتی سایهام رهایم میکند:
در روانشناسی یونگ، «سایه» تمام بخشهای سرکوبشدهی شخصیت است؛ وقتی میگویی سایهات رفته، یعنی از ناخودآگاهت هم جدا شدهای. اما نکتهی شگفتانگیز: سایه هرگز ناپدید نمیشود، فقط وقتی نور نباشد دیده نمیشود. پس شاید آنجا آنقدر تاریک است که سایه هم نامرئی شده. آیا تاریکی را برگزیدهای یا نور را گم کردهای؟
راهکار:
این جمله را میشود برعکس هم خواند: سایه نرفته، بلکه تو چنان در تاریکیِ عمیق فرو رفتهای که سایهات دیده نمیشود. شاید اینجا نقطهی صفر برای ساختن دوبارهی خودت باشد؛ بیسایهای که قرار است خودش منبع نور شود.