دلتنگی بعد از رفتن؛ چرا هرکی بره یه روز دلش تنگ میشه؟:
روانشناسان به این ماجرا «سوگیری مرور مثبت» میگویند: مغز پس از فقدان، خاطرات منفی را کمرنگ و لحظههای خوب را بزرگنمایی میکند تا از درد جدایی کم کند. جالبتر اینکه اثر زیگارنیک نشان میدهد ذهن رابطههای ناتمام را خیلی بیشتر از رابطههای کامل مرور میکند؛ برای همین دلتنگیِ بعد از رفتن معمولاً از خودِ رابطه قویتر است. حتی پژوهشها نشان دادهاند دلتنگی عاطفی در مغز تا حدی شبیه درد فیزیکی خفیف پردازش میشود. پس سؤال اصلی شاید این باشد: دلتنگ خودِ آدمها هستیم یا نسخهٔ بازسازیشدهای که ذهنمان ساخته؟
راهکار:
این جمله یک تسلی ذهنی است، اما از نگاه روانشناسی، دلتنگیِ فردِ رفته لزوماً به معنای بازگشت یا پشیمانی او نیست؛ اغلب حاصل «سوگیری مرور مثبت» است که خاطرات بد را کمرنگ و خوبیها را پررنگ میکند. پس میتوانی این جمله را اینطور بخوانی: ارزش تو در نبودنت روشن میشود، نه لزوماً در تصمیم او برای برگشتن.