پارادوکس فریاد و سکوت در شعر افشین نوسخن:
در روانشناسی، این تناقض کلاسیک «اجتناب تجربهای» نام دارد: ما از درد فرار میکنیم، اما فرار، درد را بزرگتر میکند. مغز، سکوت اجباری را همانند تهدید فیزیکی تفسیر میکند و سطح کورتیزول را بالا میبرد. آیا این چرخه معیوب، محصول جامعهای است که همزمان هم هیجانات را تشویق و هم سرکوب میکند؟
راهکار:
این متن را میتوان از زاویهای دیگر دید: گاهی این سکوتِ بهموقع، خود یک فریادِ حسابشده و قدرتمند است. شاید این «حال» نه نشانه سردرگمی، که نشانه درک عمیقتری از زمان و مکان بیان احساس باشد.