خوبی بیفرجام: داستان همهٔ آنهایی که تهش «بد» شدند:
اثر «تقدیس قربانی» در روانشناسی اجتماعی میگوید ما اغلب کسی را که بیش از حد خوب است، ناخودآگاه مشکوک میدانیم. ذهن بشر با نیتهای پنهان آشناست. در ادبیات فارسی هم «یوسف» تا چاهی نشد و از قاب خوبیِ دروغین برادران بیرون نیامد، به عزیزی مصر نرسید. این «بد» شدن، شاید آغاز واقعی شدن شما باشد.
راهکار:
این جمله میتواند بازتاب پدیده «قربانی-ناجی» در مثلث نمایشی کارپمن باشد. شاید از اول در نقش «ناجی» فرو رفتید و حالا که از آن بیرون آمدید، خود را «بد» میبینید. «بدِ من» شدن، گاهی رهایی از نقابی است که خودتان ساختید؛ نه شکست.