نتیجه خوبی کردن: من بد شدم تو خوب:
در روانشناسی اجتماعی پدیدهای به نام «اثر بومرنگ فداکاری» وجود دارد: بر اساس آزمایشهای بامایستر، افرادی که بیدریغ برای دیگران خوبی میکنند، ناخواسته بارِ بدهی اخلاقی ایجاد میکنند. طرف مقابل برای فرار از این احساسِ سنگین، شروع به توجیه میکند که «این خوبیها اجباری بوده» و در نهایت بخشنده را بدنام میسازد. انگار هر چه بیشتر بدهی، بیشتر مقصر میشوی. آیا گاهی ناجیگری به قربانیسازی منجر میشود؟
راهکار:
این حس که با همه خوبیات در نهایت «بد» خطاب میشوی، ریشه در پدیدهای روانشناسی به نام «بدهی اخلاقی ناخواسته» دارد: وقتی کسی بیش از حد میبخشد، طرف مقابل بهجای قدردانی، احساس گناه و آزردگی میکند و برای رهایی از آن، بخشنده را «بد» قلمداد میکند. شاید لازم باشد مرز میان فداکاری و خودویرانگری را بازتعریف کنی.