دل نشکستن و تکهتکه شدن از درون:
در روانشناسی به این وضعیت «نوعدوستی آسیبزا» میگویند: فرد به قدری درگیر محافظت از قلب دیگران میشود که تنظیم هیجانی خودش از کار میافتد و در سکوت فرو میریزد. جالب اینجاست که در اسطورههای یونانی، آسکلپیوس با التیام زخم دیگران، زخم خودش را عمیقتر کرد. تکهتکه شدنِ درونی معمولاً نتیجهی نبودِ مرز نیست؛ نتیجهی نامرئی بودنِ خود در معادلهی مراقبت است. کسی که همیشه تکیهگاه است، کجا خودش را تکیه میدهد؟
راهکار:
از منظر روانتحلیلی، کسی که همیشه نقش محافظ قلبها را دارد، اغلب با سایهی نیاز به مراقبت زندگی میکند؛ یعنی همان مهربانیای که به دیگران میدهد، دقیقاً همان چیزی است که از خودش دریغ کرده است. تکهتکه شدن، نتیجهی بدذاتی نیست؛ نتیجهی مهربانی بدون مرز است.