تهش مرگه دیگه؛ ریشه پوچگرایی نسل جدید:
تحقیقات نوروساینس نشون داده که مغز انسان برای «پایانناپذیری» طراحی نشده. وقتی میگیم «تهش مرگه»، در واقع داریم از «سوگیری توقف» استفاده میکنیم: ذهن برای فرار از اضطراب، کل داستان رو به یک نقطه پایانی تقلیل میده. جالبه که همین مکانیسم باعث میشه آدمها از رابطههای عمیق یا پروژههای بلندمدت فرار کنن، چون ناخودآگاه «مرگ» رو به عنوان پایان همهچیز میبینن. اما عجیبتر اینه: در فرهنگهایی که مرگ رو «انتقال» میدونن (مثل بودیسم)، همین جمله تبدیل به انگیزه میشه. سوال به جامعه: آیا این جمله یک «حقیقت تلخ» هست یا یک «بهانه راحت» برای تلاش نکردن؟
راهکار:
این جمله در واقع یک مکانیسم دفاعی روانی به نام «بیارزشسازی پیشدستانه» است: وقتی از شکست میترسیم، کل مسیر را مسخره میکنیم. سوال اینجاست: اگر تهش مرگه، چرا آدمها هنوز صبح از خواب بیدار میشن؟ چون «چطور زندگی کردن» مهمتر از «چیزی که تهشه».