وقتی خواستم خوبِ تو، «بده» شدم:
در روانشناسی به این «خطای اسناد بنیادین» میگویند: آدمها رفتارِ کسی را که بهخاطرشان هزینه کرده، بهجای شرایط، به شخصیت منفی او ربط میدهند تا ناراحتیِ وجدانشان کم شود. مغز برای حفظ تصویر مثبت از خود، خیرخواهِ واقعی را «بده» معرفی میکند؛ قربانیِ اخلاقی، از نظر عصبی، تهدیدی برای صلحِ ذهنی دیگران است. آیا این آگاهی، بارِ سنگینِ «منِ بده» را سبکتر نمیکند؟
راهکار:
این متن، تصویری آشنا از فداکاریِ نادیدهگرفتهشده را روایت میکند. نگاهِ دیگر: «بده» شدن در داستانِ دیگری، گاهی تنها راهی است که آدمهای خوشقلب برای حفظ آرامشِ طرف مقابل انتخاب میکنند؛ اما این نقشِ تحمیلشده، تعریفِ واقعی تو نیست.