تحمل تعصب و غرور ترکی؛ جملهای که مرز میگذارد:
در روانشناسی اجتماعی به این «سوگیری درونگروهی» میگویند: افراد رنج رابطه را به حساب هویت جمعی میگذارند. هرچه تعلق قومی قویتر باشد، احتمال تفسیر رفتار منفی بهعنوان تهدید هویتی بیشتر است. این جمله مرز بین «منِ شخصی» و «منِ تباری» را جابهجا میکند: تحمل تعصب نه از محبت، بلکه از وفاداری به روایت قومی میآید. آیا این جابهجایی رابطه را از بار عاطفی خالی میکند یا فشارش را بیشتر؟
راهکار:
این جمله تعصب را از رابطه جدا میکند و به هویت قومی گره میزند؛ یعنی تحمل نه برای شخص، بلکه برای حفظ روایت تباری. نسخهی تیزترش میتواند این باشد: «تحملم ادای احترام به تو نبود، ادای دِین به ریشهام بود.»