آیا زندگی فقط تحمل کردن است؟ پرسشی فلسفی:
بر اساس نظریهٔ ویکتور فرانکل، روانپزشک و بازماندهٔ هولوکاست، انسان حتی در جهنمیترین شرایط هم میتواند معنا بیابد – اما این معنا باید شخصاً کشف شود، نه تحمیل. پارادوکس اینجاست: هرچه بیشتر به دنبال خوشی باشیم، کمتر پیدایش میکنیم. آیا این تحملها میتوانند تبدیل به پلی برای کشف معنای عمیقتر شوند؟
راهکار:
شاید تحملهای اجباری همان چیزی باشند که بعدها به آن «زندگی» میگوییم، اما آیا میتوان در میان آنها لحظاتی از انتخاب و آگاهی یافت؟