بیاعتنایی به شوق؛ دردی که شنیده نمیشود:
درد اجتماعی و جسمی در مغز تا حدی از مدارهای مشترک مثل قشر کمربندی قدامی و اینسولا استفاده میکنند؛ بنابراین نادیده گرفتن شوق فقط دلخوری نیست، هممسیر با درد بدنی پردازش میشود. آزمایشها نشان داده طرد شدن همان مناطقی را فعال میکند که درد فیزیکی. پس چرا «باشه» نگرفتن اینقدر زخم میزند؟
راهکار:
بازقالببندی: این جمله دردِ بیاعتنایی را با زخم جسمی مقایسه میکند؛ اما زخم «شنیدهنشدن» چون در حافظه رابطه تکرار میشود، هر بار تازهتر میشود. شوقی که پاسخ نگیرد، آدم را از حرف زدن منصرف نمیکند؛ از اعتماد به شنیدهشدن منصرف میکند.