عشق آن است که
خیابان به خیابان؛
«همه را رد بکنی»
ناگهان بر سر یک کوچه
کمی مکث کنی...
مادرم گفت که عاشق نشوی
گفتم چشم
چشمان تو مرا
بیخبر از چشمم کرد!
عشق آن است که،
یوسف بخورد شلاقی
درد از مغز و سر و جان زلیخا برود🌪🫧️
خیابان به خیابان؛
«همه را رد بکنی»
ناگهان بر سر یک کوچه
کمی مکث کنی...
مادرم گفت که عاشق نشوی
گفتم چشم
چشمان تو مرا
بیخبر از چشمم کرد!
عشق آن است که،
یوسف بخورد شلاقی
درد از مغز و سر و جان زلیخا برود🌪🫧️
4.3
عاشقانه فلسفی عشق ناگهانی معنای واقعی عشق اشعار عاشقانه مدرن تضاد عشق و منطق از نظر عصبشناسی، آن «مکث ناگهانی» در کوچه ممکن اس...