قیمت دوری از عشق اشک است:
علم روانشناسی میگوید وقتی چیزی را از دست میدهیم، مغز ما دوپامین کمتری ترشح میکند و کورتیزول بالا میرود. اما جالبتر این است: انسانها برای چیزهایی که نداشتهاند هم گریه میکنند. «گریه برای فقدان» یک واکنش زیستی است، اما «گریه برای نرسیدن» یک ساختهی فرهنگیست که در ادبیات پارسی ریشه دارد. این متن دقیقاً به همین پارادوکس اشاره دارد: دیوانه برای دوری از عشق میگرید نه برای نداشتن. او قیمتی را پرداخت که دیگران نمیدیدند. آیا تا حالا برای چیزی گریه کردهاید که دیگران فکر کنند بیارزش است؟
راهکار:
نگاه کن: دیوانه گریه میکرد چون عشق را درک کرده بود، نه چون چیزی نداشت. گریهاش هزینهی فهمیدن بود، نه فقدان. شاید ارزش عشق در همین اندازهگیری نشود: هرکس بهقدر توانش داد، اما دیوانه فهمید که دوری از عشق، گرانترین بهایی است که با اشک پرداخت میشود. این متن رو میتونی بهعنوان یادآوری برای خودت بنویسی: گاهی نداشتن نشانهی پوچی نیست، نشانهی عمق است.