عادت به نبودن: وقتی دیگر وجودت حس نمیشود:
پدیدهی «عادتپذیری» (Habituation) یه مکانیسم اساسی در مغزه که به ما کمک میکنه به محرکهای تکراری بیتوجه بشیم. جالب اینجاست که حتی فقدان یک نفر هم میتونه به محرکی تکراری تبدیل بشه و مغز یاد بگیره بهش واکنش نشون نده. دقیقاً همون چیزی که توصیف کردی: نبودن تبدیل به یک حالت عادی میشه. سوال اینجاست: آیا این عادت شدن، نشانهی فراموشیِ واقعی یا فقط مکانیسم بقای روانیه؟
راهکار:
این حس رو میشه از زاویهی دیگهای هم دید: شاید عادت شدن به نبود، نه فراموشی، بلکه التیام تدریجی مغز برای بقاست. مثل این میمونه که یه زخم بالاخره پوست میبنده، نه اینکه جای زخم ناپدید بشه.