جستجو کنید..موضوع
نوع فیلترفیلتر
بهترزبان
بهترترتیب

تاریکی روح و ناامیدی

1 پست
متن های تاریکی روح و ناامیدی / بهترین متن تاریکی روح و ناامیدی [پیشنهادی]
همه فیلتر
همه زبان
بهترین ترتیب
شاید در نگاهِ دیگران، صبور و خردمند باشم
اما چه سود، اگر روشناییِ جانم خاموش شده باشد؟
نوری که دلم را چون خورشید گرم و زنده می‌کرد
در طوفانِ شب‌های زمستانی
به خاموشیِ ابدی سپرده شد.
اکنون من مانده‌ام و خاطرهٔ آفتابی
که دیگر بر روزهای من طلوع نخواهد کرد

4.0
غمگین فلسفی از دست دادن شور زندگی خاموشی درونی احساس پوچی عاطفی تاریکی روح و ناامیدی
در روانشناسی، پدیده‌ای به نام «بی‌لذتی» (Anhedonia...

خاموشی ابدی خورشید درون: روایت یک غروب شخصی:

در روانشناسی، پدیده‌ای به نام «بی‌لذتی» (Anhedonia) وجود دارد که در آن سیستم پاداش مغز از کار می‌افتد و فرد حتی با یادآوری خوشی‌های گذشته، هیچ گرمایی حس نمی‌کند. یعنی خاطرهٔ خورشید هست، اما گیرنده‌های نور در روح خاموش شده‌اند. پژوهشی در دانشگاه هاروارد نشان داد مغز افراد افسرده هنگام به‌یادآوردن خاطرات شاد، فعالیت کمتری در قشر پیش‌پیشانی دارد—گویی یک سیم داخلی قطع شده باشد. سوال: اگر خاطره نمی‌تواند گرم کند، شاید بتوان آن را مانند ستاره‌ای دوردست فقط تماشا کرد؟

راهکار:

شاید این خاموشی، بوم نقاشی‌ای باشد که تا به حال سفید مانده. شاعرانی مانند فروغ فرخزاد از دل تاریکی، «تولدی دیگر» آفریدند. اگر نور از بیرون نیاید، می‌توانی از همین خاطرهٔ خورشید جرقهٔ نوشتن یا خلق را بسازی—نه برای بازگشتش، بلکه برای ثبت شکوه از دست رفته‌اش.

مشابه ها