جستجو کنید..موضوع
نوع فیلترفیلتر
بهترزبان
بهترترتیب

تاو داستان

5 پست
متن های تاو داستان / بهترین متن تاو داستان [پیشنهادی]
همه فیلتر
همه زبان
بهترین ترتیب
”رفتم نشستم کنارش گفتم: برای چی نمیری گـُلات رو بفروشی؟
گفت: بفروشم کـه چی؟
تا دیروز می‌فروختم کـه با پولش آبجی مو ببرم پزشک، دیشب حالش بد شد و مرد.
با گریه گفت: تـو می‌خواستی گل بخری؟
گفتم: بخرم کـه چی؟
تا دیروز می‌خریدم برای عشقم امروز فهمیدم باید فراموشش کنم…!
اشکاشو کـه پاک کرد، یه گـل بهم داد گفت: بگیر باید از نو شروع کرد.
تـو بدون عشقت…
مـن بدون خواهرم…“️
4.0
غمگین تنهایی فلسفی از دست دادن شروع دوباره تلاش بیهوده تاو داستان
این متن کوتاه، با سادگی عمیق خود، مفهوم تلخِ تلاش ...

گل‌های فراموش شده: داستانی از تاو:

این متن کوتاه، با سادگی عمیق خود، مفهوم تلخِ تلاش بیهوده را به تصویر می‌کشد. هر دو شخصیت درگیر از دست دادن هستند و در نهایت، گل به نمادی از شروع دوباره تبدیل می‌شود، اما شروعی با کوله‌باری از غم.

راهکار:

در مواجهه با غم و فقدان، به یاد داشته باشید که پذیرش و تمرکز بر بازسازی زندگی، گامی ضروری به سوی بهبودی است. به دنبال حمایت عاطفی از دوستان و خانواده باشید.


🤍"میگن یه شرور تا زمانی شرورِ که داستان از زبان قهرمان

نوشته شده باشه"🖤️
1.0
فلسفی تاو داستان تاو نقد تاو روایت تاو شخصیت
نویسنده‌ی هوشمندانه ای به اهمیت نگاه چندبعدی به دا...

نقدی بر روایت قهرمانانه:

نویسنده‌ی هوشمندانه ای به اهمیت نگاه چندبعدی به داستان اشاره میکند. بررسی شخصیت های منفی به عمق داستان میافزاید و به مخاطب درک عمیق‌تری از آن ارائه می‌دهد. با در نظر گرفتن این نکته، می‌توانید ریشه‌های رفتارها و تصمیمات شخصیت‌ها را بهتر کشف کنید.

راهکار:

برای خلق داستان های قدرتمند، به جای تمرکز صرف بر قهرمان، سعی کنید داستان را از منظر شخصیت های منفی نیز روایت کنید تا عمق و پیچیدگی بیشتری به آن ببخشید. این رویکرد، درک عمیق‌تری از انگیزه‌ها و رفتارهای شخصیت‌ها را به مخاطب ارائه می‌دهد.

نصب برنامه اندروید تاوبیو
پارت پنجم«نابود شده ولی بازم قشنگه»
مجبور شد به زمینشون بره و به کارها رسیدگی کنه که یک دفعه زمین خورد و پیشونیش شکست و باید به دانشگاه هم میرفت برای امتحانش ولی چون حالش خوب نبود دیر رسید و نتونست امتحان بده و اون ترم افتاد ولی نتونست چیزی بگه چون از مادرش میترسید چون از هیولاهای دورش میترسید کتک و کتک کاری تو دوره سینا خیلی رایج بود و بیشتر بچه های اون دوره خیلی با چوب و دمپایی خاطره دارن

ادامه دارد…️
2.1
غمگین تنهایی روانشناسی تاو داستان آسیب های دوران کودکی خشونت خانگی ترس از والدین
نویسنده با ظرافت به دوره‌ای اشاره می‌کند که در آن ...

آسیب‌های پنهان کودکی: ترس و سکوت:

نویسنده با ظرافت به دوره‌ای اشاره می‌کند که در آن خشونت فیزیکی و ترس، تجربه‌های رایجی برای کودکان بوده است. این خاطرات، نه تنها آسیب‌های جسمی، بلکه اثرات روانی عمیقی بر فرد می‌گذارند و می‌توانند الگوهای ناسالم در روابط آینده ایجاد کنند.

راهکار:

اگر در چنین شرایطی هستید، به یاد داشته باشید که سکوت، آسیب را تشدید می‌کند. با یک فرد مورد اعتماد (دوست، مشاور، معلم) صحبت کنید و به دنبال کمک حرفه‌ای باشید. حمایت گرفتن، اولین قدم برای رهایی است.

نام :چتر بارانی من
پارت دوم
من هم تنها تر از همیشه شده بودم 😞😞
من یه روز که رفته بودم خرید یه دختری رو توی مغازه دیدم دختر
خوبی به نظر میرسید .
باهم تا خونه رفتیم و بعد من متوجه شدم که خونش توی ساختمان ما بود و دختر مدیر ساختمان بود🙃.

باهاش دوست شدم خیلی خیلی صمیمی اون باشگاه کاراته میرفت
منم عاشق ورزش کاراته بودم🥋 رفتم که باشگاه ثبت نام کنم🥊
متوجه شدم اونم همون باشگاه است.
خیلی خوشحال شدم .
1.0
عاشقانه رفاقتی تاو داستان هم‌نشینی تصادفی ورزش مشترک شروع دوستی
داستان شما یادآور پدیده «تصادف هدفمند» در روانشناس...

هم‌نشینی تصادفی و شروع یک دوستی:

داستان شما یادآور پدیده «تصادف هدفمند» در روانشناسی است. این ایده بیان می‌کند که ما اغلب به افرادی جذب می‌شویم که به طور مکرر در محیط زندگی ما ظاهر می‌شوند. این پدیده می‌تواند ناشی از تمایل ناخودآگاه ما به ایجاد ارتباط با افرادی باشد که در دسترس‌تر هستند.

راهکار:

برای تقویت روابط جدید، به دنبال فعالیت‌های مشترک و علایق یکسان باشید. این کار باعث ایجاد زمینه‌های بیشتر برای تعامل و صمیمیت می‌شود. به عنوان مثال، شرکت در کلاس‌های ورزشی یا هنری می‌تواند فرصت‌های خوبی برای آشنایی و دوستی فراهم کند.

مشابه ها
نام :چتر بارانی من
پارت سوم
پسر مربیم اومد باشگاه و من در نگاه اول عاشقش شدم خیلی
خیلی بسیار زیاد جذاب بود.
اون روز مربیم نیومده بود و خوب مربی من اینجوریه که وقتی نیاد
کلاس رو میده به ارشداش و تنها ارشد اونجا دختر مدیر ساختمان ما(باران )و پسر مربیم (ارتین )بودن .

اون روز داشتیم میدویدیم که یکهو ارتین گفت:تویی که موهات
مثل پشمک شکلاتی میمونه تو امروز گرم کن!
(موهای من شونه میشه پف پفی میشه)
1.4
عاشقانه دخترانه عشق اول جذابیت ظاهری تاو داستان روابط ورزشی
این متن، یادآور قدرت اولین نگاه‌ها و تاثیر جذابیت‌...

عشق در باشگاه: پارت سوم:

این متن، یادآور قدرت اولین نگاه‌ها و تاثیر جذابیت‌های ظاهری است. روانشناسی نشان می‌دهد که در لحظات اولیه، قضاوت‌های ما بر اساس ظاهر شکل می‌گیرد، اما این قضاوت‌ها می‌توانند مسیر روابط آینده را تعیین کنند.

راهکار:

توجه به اولین برخوردها و احساسات می‌تواند شروعی برای یک رابطه باشد، اما سعی کنید شناخت عمیق‌تری از فرد پیدا کنید. به جای تمرکز صرف بر جذابیت ظاهری، به ویژگی‌های شخصیتی و ارزش‌های او نیز توجه کنید.