دختری که شعر بود و مردی که نمیتوانست بخواند:
در روانشناسی، پدیدهای به نام «نابینایی عاطفی» (الکسیتایمیا) وجود دارد که فرد نمیتواند احساسات خود یا دیگران را شناسایی و بیان کند؛ یعنی دقیقاً همان «سواد احساسی» که این مرد فاقد آن است. جالب است که پژوهشها نشان دادهاند خواندن شعر منظم (حتی برای بزرگسالان) میتواند مدارهای همدلی را در مغز تقویت کند. پس آیا «سواد خواندنِ» تحتاللفظی واقعاً مشکل بود، یا نبودِ تمرین برای درک لایههای عمیقتر؟ سوال تاو: برای پر کردن این شکاف عاطفی، اولین قدم چیست؟
راهکار:
این بیت بیش از آنکه تقصیر را متوجه «نداشتن سواد خواندن» کند، به «نقص سواد عاطفی» اشاره دارد. اگر جای آن مرد بودی، چه راهی برای درک «شعرِ» طرف مقابل پیدا میکردی؟ شاید سادهترین پاسخ: گوش دادن فعال و پرسیدن، نه حفظ کردن اصطلاحات.