خستگی از جماعت زندهکش مردهپرست:
در روانشناسی اجتماعی به این پدیده «نکروفیلی اجتماعی» میگویند: گروهها به مردگان مشروعیت میدهند چون مردهها تهدید نمیکنند، اما زندهای که نقد میکند باید حذف شود. مردهپرستی در واقع سازوکار بقای قبیله است؛ خاطرهی جمعی از اجداد هویت میسازد، اما وقتی به بت تبدیل شود، هر نوآوری را «زندهکشی» میکند. به همین دلیل تاریخ پر است از جنبشهایی که بعد از مرگ رهبرشان تقدیس شدند، نه در زمان حیاتش. آیا جامعهی ما هنوز مردهپرست است؟
راهکار:
این بیت را میشود بهجای ناامیدی، نوعی هوشیاری خواند؛ دلزدگی از کسانی که به جای گفتوگو با زندهها، به ستایشِ گذشتهی بیخطر پناه میبرند. همین که خستهای، یعنی هنوز زندگی برایت ارزش دارد.