کاش به اندازه تظاهرم سنگدل بودم:
در روانشناسی به این «ناهماهنگی شناختی» میگویند؛ وقتی رفتارت با احساسات درونیات نمیخواند، ذهن برای کاهش اضطراب شروع به بازنویسی خاطرات میکند. جالب اینجاست که تحقیقات نشان داده تظاهر مکرر به بیتفاوتی، احساسات را خاموش نمیکند، بلکه به مرور توانایی پردازش هیجانی را مختل میکند. به بیان سادهتر، نقاب سنگدلی نهتنها دل را سخت نمیکند، گاهی داغترش هم میکند. آیا تا به حال شده بعد از یک نقش طولانی، یادت رفته باشد واقعاً چه حسی داشتی؟
راهکار:
همین که دلت میخواهد سنگدل باشی یعنی دلت هنوز زنده است؛ مسئله کمبود سنگدلی نیست، مسئله یاد گرفتن مراقبت از خودت در برابر آدمهایی است که قدرش را نمیدانند.