جستجو کنید..موضوع
نوع فیلترفیلتر
بهترزبان
بهترترتیب

شروع رمان عاشقانه

1 پست
متن های شروع رمان عاشقانه / بهترین متن شروع رمان عاشقانه [پیشنهادی]
همه فیلتر
همه زبان
بهترین ترتیب
اسم رمان:باران آخرین دیدار
باران آرامی می‌بارید و خیابان تقریباً خالی بود. دختر کنار پنجره‌ی کافه نشسته بود و با انگشت روی شیشه‌ی بخارگرفته خط می‌کشید. اسمش رها بود؛ دختری با چشمانی که انگار همیشه چیزی برای پنهان کردن داشت. روبه‌رویش یک فنجان قهوه سرد شده بود، اما او حتی یک جرعه هم نخورده بود. تمام حواسش به پسر جوانی بود که آن سوی خیابان، زیر نور کم‌رنگ چراغ ایستاده بود.

4.2
عاشقانه غمگین داستان کافه و عشق رمان عاشقانه بارانی رمان باران آخرین دیدار شروع رمان عاشقانه
صدای باران یکنواخت نوعی نویز صورتی است که مغز را د...

باران آخرین دیدار؛ شروع یک عاشقانه بارانی در کافه:

صدای باران یکنواخت نوعی نویز صورتی است که مغز را در وضعیت توجه شناور می‌برد و خیال‌پردازی را زیاد می‌کند. شیشه‌ی بخارکرده هم بوم موقتی است: هر خط انگشت، لایه آب را کنار می‌زند و یک شفافیت کوچک در مات‌بودن می‌سازد. در نتیجه هر نقش روی پنجره، مرزی میان پنهان‌ماندن و دیده‌شدن است. در سنت ادبی فارسی باران اغلب پرده‌ای برای نگاه بی‌آنکه دیده شوی است، نه صرفاً پدیده‌ی جوی. رها روی شیشه خط می‌کشد؛ شاید دارد همان مرز را برای نگاهش می‌سازد.

راهکار:

میتوانی در ادامه از تکنیک «زاویه دید متقابل» استفاده کنی: همان صحنه را از نگاه پسر زیر چراغ روایت کنی تا تعلیق و کشش داستان دوچندان شود.

مشابه ها