شرمندگی از آرزوهای بربادرفته:
در روانشناسی، «شرم آرزو» اغلب از تضاد بین «خودِ آرمانی» و «خودِ واقعی» نشأت میگیرد. کارل راجرز معتقد بود این شکاف منبع اصلی نارضایتی روانی است. جالب اینجاست که همین شکاف میتواند موتور محرکهی رشد شخصیتی باشد، اگر به جای شرم، به عنوان دادهای برای بازنگری پذیرفته شود. آیا این حس برای تو بیشتر شبیه یک سنگ قبر است یا یک نقشهی راه؟
راهکار:
این حس، نشانهی یک فاصلهی دردناک بین «خودِ آرمانگرا» و «خودِ عملگرا»ست. شاید بهتر باشد به جای شرمندگی، از این فاصله نقشهای برای مسیر بعدی بکشی: کدام یک از آن آرزوها هنوز جرقهای درونت دارد؟